معنی اصطهبانان
5 بازدید
[ اِ طَ ] (اِخ) (قلعهٔ...) حمداللََّه مستوفی ذیل خطهٔ شبانکاره آرد: شهرکی پردرخت است، هوایی معتدل دارد و درو از همه نوع میوه بود و آب روان بسیار دارد و در آن حدود قلعه ای محکم است، بوقت نزاع سلاجقه با شبانکاریان اتابک چاولی آنرا خراب کرد و بعد از آن معمور کردند. (از نزهةالقلوب چ لیدن مقالهٔ ۳ ص ۱۳۷). و ابن البلخی آرد: قلعهٔ اصطهبانان ، هم قلعه ای عظیم است و حسویه راست و چون اتابک چاولی بجنگ حسویه رفت و پس صلح کردند این قلعه را خراب کرد اکنون آبادان تر است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۷). و رجوع به اصطهبان و اصطهبانات و شبانکاره شود.
کلمات همقافیه با «اصطهبانان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر