معنی اصطنبولی
5 بازدید
[ اِ طَمْ ] (ص نسبی) منسوب به اصطنبول یا اسلامبول. رجوع به اصطنبول شود.[ اِ طَمْ ] (اِ) اِسْتَنْبُلی. اسلامبولی. در تداول عامه بر ظرفی از حلب یا آهن اطلاق شود که آنرا برای گچ ساختن بکار برند و در زمرهٔ ابزار بنایی بشمار است.[ اِ طَمْ ] (ص نسبی، اِ) خیریة اصطنبولی. نوعی از سکه های عثمانی قدیم بود. رجوع به کتاب النقود ص ۹۷ شود.[ اِ طَمْ ] (ص نسبی، اِ) خیریة اصطنبولی. نوعی از سکه های عثمانی قدیم بود. رجوع به کتاب النقود ص ۹۷ شود.
کلمات همقافیه با «اصطنبولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر