معنی اصطمة
5 بازدید
[ اُ طُمْ مَ ] (ع اِ) اسطمة. معظم هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس). || مجتمع یا وسط دریا، مانند اصطم و اسطم. (از تاج العروس). مجتمع و فراهم آمده یا میانهٔ دریا. (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به اصطم و اسطم و اسطمة شود. ج، اصاطمة. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «اصطمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر