معنی اصطعاد
4 بازدید
[ اِ طِ ] (ع مص) برآمدن. (منتهی الارب). بالا برآمدن. (ناظم الاطباء). ارتقا. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || به کوه برآمدن. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «اصطعاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر