معنی اصطداد
6 بازدید
[ اِ طِ ] (ع مص) اصطداد زن؛ در پرده شدن وی. پرده یا چادر بر روی افکندن وی. (از قطر المحیط). صداد بر رخ افکندن زن. (اقرب الموارد). رجوع به صِداد شود.
کلمات همقافیه با «اصطداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر