معنی اصری
6 بازدید
[ اَ صِ رْ ری ] (ع اِمص) رجوع به اَصِرّی ََ و صِرّی ََ شود.[ اَ صِ رْ را ] (ع اِمص) نیک عزیمت بر کاری و جِدّ و ثبات و دوام بر آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صِرّی ََ. رجوع به صِرّی ََ شود. یقال: انها منی صری؛ ای عزیمة و جد، و در آن لغات است: اَصِرّی ََ و صِرّی و اَصِرّی و... و هی مشتقة من الاصرار ای الاقامة و الدوام علی الشی ء. (از منتهی الارب). و گاه گویند: کانت هذه الفعلة منی اَصِرّی، یعنی عزیمت. و اما صِرّی ََ و اَصِرّی ََ، یای آنها به الف نقل شده است بنیت بیرون بردن آنها از فعل به اسم و اصل صری، اصری بود الف آن حذف شد و آن لغتی در صررت نیست. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر