معنی اصراب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دادن و شیر ترش خورانیدن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). اصراب مال کسی را؛ دادن مال را به وی. (ناظم الاطباء). اصراب مال به کسی؛ اعطای آن به وی. (قطر المحیط) (از اقرب الموارد).[ ] (اِخ) شهری بود میان مرو و بلخ. رجوع به نزهةالقلوب مقالهٔ ۳ ص ۱۷۹ شود.
کلمات همقافیه با «اصراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر