معنی اصخر
6 بازدید
[ اَ خَ ] (ع ص) مرد اصخرروی؛ وقیح. پررو. بیشرم. (از اقرب الموارد از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «اصخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر