معنی اصحیمام
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) زرد شدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زرد شدن گیاه یا درآمیختن سیاهی سبزی آن به زردی. از اضداد است. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). || نیک سبز گردیدن گیاه. از لغات اضداد است، یا سیاهی سبزی آن زردی آمیخته شدن . (منتهی الارب). شدت یافتن سبزی گیاه. || اصحیمام زمین؛ تغییر یافتن گیاه آن. (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). متغیر شدن گیاه زمین. (منتهی الارب). || پشت دادن یا رفتن باران زمین. (از اقرب الموارد). رفتن و پشت دادن باران زمین. (منتهی الارب). || اصحیمام زرع؛ سرما زدن کشت یا رو به خشکی نهادن آن. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). سردی زده شدن زراعت و خشک شدن گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || زرد شدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اصحیمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر