معنی اصحاب قیاس
5 بازدید
[ اَ بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) در دانش پزشکی قدیم، طبیبان به دو گروه اصحاب تجربه و اصحاب قیاس تقسیم میشدند. صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی آرد: باب نخستین در یاد کردن و طریق اصحاب تجربه و اصحاب قیاس در علاج کردن به داروهای مفرد و مرکب. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و همو آرد: طبیبان پیشینیان دو گروه بوده اند، یکی اصحاب تجربه و دیگر اصحاب قیاس، اما علم اصحاب تجربه نام داروهای مفرد بوده است و نسختها و داروهای مرکب... اما اصحاب قیاس نخست طلب دانستن اختلافات مزاجات مردم کرده اند و دانستن اختلافات و احوال بیماریها و اختلاف اعراض... (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و رجوع به اصحاب تجربه و عیون الانباء ج ۱ ص ۲۳ شود.[ اَ بِ ] (اِخ) پیروان ابوحنیفه که آنان را اصحاب رای نیز میگفتند. رجوع به اصحاب رای شود.
کلمات همقافیه با «اصحاب قیاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر