معنی اصحاب شمال
5 بازدید
[ اَ بِ شَ / شِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دوزخیان. (غیاث). مردمان و اصحاب دست چپ. (ابوالفتوح رازی). یعنی دوزخیان و اصحاب الشمال یاران دست چپ اند. ایشان بوقت اخراج ذریات در شمال آدم علیه السلام بودند یا نامه های اعمال ایشان به دست چپ ایشان میدهند یا به دوزخ برند و دوزخ بر چپ عرش است. (از تفسیر حسینی) (آنندراج). خداوندان دست چپ یعنی دوزخیان که نامهٔ اعمالشان به دست چپ ایشان داده میشود یا در دست چپ عرصات محشر می ایستند. (فرهنگ نظام). خلاف اصحاب الیمین و ذات الیمین که مؤمنانند. کفار و اهل نار. اصحاب نار. جهنمیان. ذات الشمال. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۶۱): که ندات آمد صریحی از جبال که برو هستی ز اصحاب شمال. مولوی (مثنوی). و رجوع به اصحاب مشأمة و تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۹ ص ۳۲۲ شود. || در تداول امروز، طرفداران سیاست روسیه. هواخواهان شمال. دست چپی ها.
کلمات همقافیه با «اصحاب شمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر