معنی اصحاب تجربه
4 بازدید
[ اَ بِ تَ رِ / رُ بَ / بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صاحبان تجربه و آزمایش. آنانکه در دانش بجای نظر تنها از تجارب و آزمایشها نتیجه میگیرند. || (اصطلاح پزشکی) در برابر اصحاب قیاس. رجوع به اصحاب قیاس و ذخیرهٔ خوارزمشاهی شود. و ابن ابی اصیبعه آرد: و از هنگام مرگ برمانیدس و تا ظهور افلاطون هفتصدوسی وپنج بود و پزشکانی که در این فترت میان برمانیدس و افلاطون به سر میبردند به سه دسته تقسیم شده بودند: ۱ - اصحاب تجربه که عبارت بودند از: اقرن اقراغنطی. بنتخلس انقلس. فیلنبس. غافرطمیس. حسدروس و ملسیس. ۲ - اصحاب حیل، همچون ماناخس. ماساوس. غریانس. غرغوریس و قونیس. ۳ -اصحاب قیاس، مانند انکساغورس. فولوطیمس. ماخاخس. سقولوس. سوفوس. و چون افلاطون پدید آمد در مقالات همهٔ آنان نگریست و دانست که تجربهٔ تنها ردی ء و قیاسِ تنها نادرست است. از اینرو هر دو رای را با هم گرد آورد. (از عیون الانباء ج ۱ ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «اصحاب تجربه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر