معنی اصحاب برازخ علوی

معنی اصحاب برازخ علوی

4 بازدید
[ ا ب ب ز خ ع ل ] (ترکیب اضافی ، ا مرکب ) در تداول حکمت اشراق ، گویند چون انوار قاهر را ابتهاج به نوری یگانه است که نور انوار است و از آن برزخ واحدی برای فقر مشترکی حاصل آید، و قواهری که مقتضی عنصریات باشند در رتبه از قواهر عالی اصحاب برازخ علوی فروترند و از آنها برازخی خاضع برازخ علوی که طبعا از آنها متأثرند حاصل آید و آنها رای مائدة مشترکی است که صور مختلف را می پذیرند، از اینرو حرکت نیز در دوریت مشترک است برای تشبه به معشوق واحدی که نور اعلی است . (از حکمت اشراق چ کربن ص ۱۷۷). و رجوع به ص ۲۳۸ همان کتاب شود.

کلمات هم‌قافیه با «اصحاب برازخ علوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید