معنی اصحاب اخدود
5 بازدید
[ اَ بِ اُ ] (اِخ) ابوالفتوح در تفسیر {/B«قُتِلَ أَصْحََابُ اَلْأُخْدُودِ» ۱-۳۸۵:۴/}(قرآن ۸۵/۴) آرد: عبداللََّه عباس گفت: هرکجا در قرآن قتل است بمعنی لعن باشد و اخدود شکاف باشد و جمعه اخادید و الخد الشق. (تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۱ ص ۱۵۹). و دربارهٔ قصهٔ اصحاب اخدود روایات مختلفی یاد کرده اند، یکی روایت عبدالرحمن بن ابی لیلی دربارهٔ غلام ساحریست که پادشاه آن روزگار در کار کشتن وی فروماند و آنگاه که بدستور خود غلام بسم اللََّه رب الغلام گفتند و او را بکشتند همهٔ مردم از دین پادشاه برگشتند و دین غلام گرفتند و چنانکه رازی آرد: «مردم گفتند آمنا برب الغلام». پادشاه گفت: آه که درافتادم از آنچه میترسیدم. مردم بیکبار از او برگشتند و دین غلام گرفتند، پادشاه تهدید کرد و وعید، ایشان برنگشتند، بفرمود تا بر سر راهی خندقی بکندند و آتش درو برافروختند و مردم را بر آن آتش تهدید کردند، کس برنگشت، همه را در آن آتش همی افکندند تا آخر قوم زنی را بیاوردند با کودکی طفل، زن بازپس میگریخت. آن طفل آواز داد و گفت: یا اماه اصبری فانک علی الحق؛ صبر کن که تو بر حقی. بجست و خویشتن در آتش افکند. (تفسیر ابوالفتوح ج ۱ ص ۲۶۱). و رجوع به تاریخ گزیده ص ۸۱ و تفسیر ابوالفتوح ج ۱ صص ۲۵۹ -۲۶۳ شود.
کلمات همقافیه با «اصحاب اخدود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر