معنی اصحابالحجر
5 بازدید
[ اَ بُلْ حِ ] (اِخ) اصحاب حِجْر. ثمود، یعنی قوم صالح. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۳): {/Bوَ لَقَدْ کَذَّبَ أَصْحََابُ اَلْحِجْرِ اَلْمُرْسَلِینَ ۱-۶۱۵:۸۰/} (قرآن ۱۵/۸۰)؛ و اصحاب حجر رسولان ما را بدروغ داشتند. گفتند شهرهای ثمود را حجر خوانند و آن میان شام و مدینه است، قتاده گفت حجر نام وادیی است. (از تفسیر ابوالفتوح رازی چ علمی ج ۸ ص ۱۷۰). و رجوع به همان صفحه شود.
کلمات همقافیه با «اصحابالحجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر