معنی اصح
5 بازدید
[ اَ صَ ح ح ] (ع ن تف) صحیح تر. درست تر و تندرست تر. (ناظم الاطباء). راست تر و تندرست تر. (آنندراج). سالم تر: و لیس بجمیع فارس هواء اصح من هواء کازرون. (صورالاقالیم اصطخری). - امثال: اصح من بیض النعام. اصح من ذئب. اصح من ظبی. اصح من عیر ابی سیاره. اصح من عیرالفلاة. - اصح اقوال؛ صحیح تر اقوال.
کلمات همقافیه با «اصح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صح» برای سرودن شعر