معنی اصبوع
5 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) اصبع. انگشت. (منتهی الارب). لهجه یا لغتی است در اصبع. ج، اصابیع. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصبوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر