معنی اصانلو
6 بازدید
[ اُ ] (اِخ) از ایلات اطراف تهران. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۱۱). از ایلات اطراف تهران، ساوه، زرند و قزوین و مرکب از ۱۲۰۰ خانوار است. ییلاقشان کوههای شمالی البرز و قشلاقشان خوار میباشد و چادرنشین هستند.
کلمات همقافیه با «اصانلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر