معنی اصالح
6 بازدید
[ اِ صْ صا لُ ] (ع مص) با هم آشتی کردن و نیکوئی نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اصّلاح. اصتلاح (اصطلاح). تصالح. خلاف تخاصم و اختصام. (قطر المحیط). و رجوع به اصلاح و اصتلاح (اصطلاح) و تصالح شود.
کلمات همقافیه با «اصالح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر