معنی اصارة
6 بازدید
[ اِ رَ ] (ع مص) اصارة چیزی؛ به چیزی تغییر دادن و دگرگون کردن آن از صورتی به صورت دیگر یا از حالتی به حالت دیگر. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). تصییر. بازگرداندن چیزی را و میل دادن او را بسوی آن. (زوزنی) (منتهی الارب). گردانیدن و بچسبانیدن. (تاج المصادر). || کژ کردن یا شکستن چیزی را. (منتهی الارب). اَصارَهُ؛ اماله او هده. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || (اِ) میخ طناب. || گیاه. (اقرب الموارد). و رجوع به اصار شود.
کلمات همقافیه با «اصارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر