معنی اصابیع
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ اِصبع. انگشتان. (منتهی الارب) (آنندراج). ولی در اقرب الموارد و قطر المحیط جمع اصبوع است که لغت یا لهجه ای در اصبع است. و جمع اصبع، اصابع است.
کلمات همقافیه با «اصابیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر