معنی اصابعاللصوص
5 بازدید
[ اَ بِ عُلْ لُ ] (ع اِ مرکب) صاحب تحفه آرد: مؤلف مغنی گوید که ابوریحان وصف نبات او را نکرده است و گفته که آن دوائی است هندی و تخمش مستعمل بلاد ما و شبیه به شلتوک، و چون در دهان ساعتی نگاه دارند پوست او شق شده، مغزی از او ظاهر می گردد مثل پنبه، در تحریک باه بسیار مؤثر است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). سنگیست که بمقدار سیاه دانه سبزدانه است، چون دانه مقشر کنند زمانی در آب نهند بر شبیه پنبه دانه دانه هائی ازو ظاهر گردد و مزه تلخ باشد. و در بعضی [ از کتب ] طب مذکور است که اصابع اللصوص را پاک کرده با شکر سرخ بخورند و قدری شیر جوشیده در عقب آن آشامند مادهٔ منی بیفزاید و باه را قوت دهد و آن را جوز اسکلی گویند، کذا فی القنیه. در بعضی [ از کتب ] طب است که اصابع اللصوص تخم اسکنده را هم گویند. (مؤید الفضلاء). ابوریحان گوید او را بزبان هندی جوز اسکلی گویند و هیچ کس از اطباء ندیدم که صفت نبات او گفته باشد و آنچه از او متعارفست که استعمال کنند دانهٔ اوست و دانهٔ او را ونیکان گویند و به کرنج نامقشر مشابهت دارد و چون در دهن نگاه دارند شکافته شود و از دانهٔ او شبیه به پنیر چیزی بیرون آید و اطباء او را در تقویت باه نیک ستوده اند. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان). و رجوع به اصابع الاصول شود.
کلمات همقافیه با «اصابعاللصوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر