معنی اصابت کردن
5 بازدید
[ اِ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) به هدف خوردن. به نشانه رسیدن تیر و جز آن. رسیدن. || افتادن به: قرعه بدو اصابت کرد. و رجوع به اصابت شود.
کلمات همقافیه با «اصابت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر