معنی اشیه
6 بازدید
[ اَشْ یَ هْ ] (ع ص) آنچه در آن رنگهایی مخالف رنگ دیگر اعضا پدید آید. گویند: «ثورٌ اشیه» چنانکه گویند: «فَرَسٌ ابلق». و نسبت بدان وَشَویّ است. (از المنجد). و در منتهی الارب ذیل شیة آمده است: رنگ اسب و جز آن که مخالف سایر اندام باشد... و یقال: ثور اشیه؛ یعنی گاو چپار، کما یقال: فرس ابلق و تیس اذرأ.[ اَشْ یَ هْ ] (ع ن نف) عیبگوی تر. (منتهی الارب) (آنندراج). و ذیل شَیوه آرد: یقال: هو شیوه من اشیه الناس. ولی در المنجد ذیل شَیوه از مصدر شَیْه بمعنی چشم زخم رساندن، آمده است: هو شیوه من اشیه الناس؛ ای من اکثرهم اصابة بالعین. و بنابراین اشیه بمعنی چشم زخم رساننده تر است.
کلمات همقافیه با «اشیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر