معنی اشک شیرین
5 بازدید
[ اَ کِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اشکی که از غایت فرح و از گریهٔ شادی بریزد: شد میسر بعد نومیدی وصال آن صنم اشک شیرین شد از آن پس گریهٔ خوناب ما. ابوالمعانی (از فرهنگ ضیاء). گریهٔ شادی. (مؤیدالفضلا). کنایه از گریهٔ شادی باشد. (برهان). و رجوع به اشک شادی و اشک طرب و اشک شکرین و اشک شکری در آنندراج و فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «اشک شیرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر