معنی اشکیل
4 بازدید
[ اِ ] (اِ) مکر و حیله و فریب. (انجمن آرا) (غیاث) (آنندراج). و رجوع به اشکل شود. || اسبی بود که دست راست و پای چپ او سفید باشد. (برهان) (هفت قلزم) (غیاث). || دوائی است که آب برگ آن سفیدی چشم را زایل کند و بعربی آنرا عوسج گویند. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). و رجوع به اشکیل چشم شود.
کلمات همقافیه با «اشکیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر