معنی اشکل

معنی اشکل

7 بازدید
[ اِ کِ / اَ کَ ] (اِ) ریسمانی که بر زانوی شتر بندند تا فرار نکند. مثال: شتر من شریر است با وجود اشکل سه پایی راه میرود. (فرهنگ نظام). پای بند و پای رنجن. (ناظم الاطباء). پای بند و رسنی که به آن پالان اشتر بندند تا از پشتش نرود. (آنندراج) (غیاث). || اسبی را گویند که دست راست و پای چپ او سفید باشد. (برهان) (آنندراج). اسپی که دست راست و پای چپ او سپید باشد. (غیاث) (انجمن آرای ناصری). اسبی را گویند که دست راست و پای چپ او سفید باشد. (هفت قلزم). || مکر و حیله و تزویر. (برهان). مکر و حیله و فریب و آنرا اشکیل بزیادتی یا نیز گفته اند. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). مکر و فریب و حیله. (هفت قلزم). و رجوع به اشکیل شود.
[ اَ کَ ] (ع ن تف) اشکل به؛ یعنی مشابه تر است. (منتهی الارب). اشبه. شبیه تر. مانندتر. || خوشتر. (غیاث) (آنندراج). خوش صورت تر. خوشگل تر. زیباروی تر. || پوشیده تر و دشوارتر. (غیاث) (آنندراج). مشکل تر. دشخوارتر.
[ اَ کَ ] (ع ص) آن که در وی سرخی و سپیدی با هم آمیخته باشد. یا آن که در آن سپیدی مایل به سرخی و تیرگی باشد. ج، شُکْل. (منتهی الارب). سرخی و سفیدی آمیخته. (غیاث) (آنندراج). || ماء اشکل؛ آب بخون آمیخته. (منتهی الارب). || استری که سیاهی او به سرخی آمیخته باشد. || اشکل العین؛ یعنی در سپیدی آن اندکی سرخی است یا شق عین او طویل است. و فی الحدیث: و کان رسول اللََّه (ص) اشکل العین؛ ای فی بیاضها شی ء من الحمرة و قیل طویل شق العین. سرخ چشم. (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء) (غیاث). اشکل العین؛ آنکه شکاف چشمش دراز باشد. (مهذب الاسماء). || قچقار سپیدتهیگاه. (منتهی الارب). آن گوسفند که تهیگاه وی سپید بود. (مهذب الاسماء) (تاج المصادر). || (اِ) کُنارِ کوهی. (منتهی الارب). سِدرِ جَبَلی.
[ ] (اِخ) نام یکی از سه گروه ناحیت برطاس. (حدود العالم).

کلمات هم‌قافیه با «اشکل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید