معنی اشکردن
7 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص) شکردن و شکاردن. (ناظم الاطباء) (لغات شاهنامه): نبودی به گیتی چنین کهترم که هزمان بدو پیل و دیو اشکرم.فردوسی.
کلمات همقافیه با «اشکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر