معنی اشکربی
6 بازدید
[ اِ کَ ] (اِخ) ابوالعباس یوسف بن محمدبن فارو اشکربی. در اشکرب متولد شد و در جیان پرورش یافت. از این رو به اشکرب زادگاه خویش منسوب شد. آنگاه به خراسان سفر کرد و در بلخ اقامت گزید تا بسال ۵۴۸ هـ . ق. در آن شهر درگذشت. (از معجم البلدان). و سمعانی ذیل اشکرنی آرد: ابوالحجاج یوسف بن محمدبن وارد اندلسی اشکرنی، جوانی صالح فاضل و نیکوسیرت است. به حدیث و لغت و تا حدی به فقه آشناست. در اشکونت (کذا) متولد شد. در جیان پرورش یافت و بدان منتسب شد (؟). در راه جستن دانش از بلاد مغرب خارج شد و بعراق رفت و در بغداد از کسانی که ما سماع کردیم و از آنان که ما سماع نکردیم، سماع کرد. آنگاه به نیشابور و مرو و هرات رفت و حدیث بسیار سماع کرد و در پایان عمر در بلخ سکونت گزید و امامت مسجد راعوم (کذا) به وی واگذار شد. از قرائت من بسیار سماع کرد و من نیز از قرائت او سماع کردم. او از من نوشت و من نیز از او نوشتم. سرانجام در سلخ ذی القعدهٔ سال ۵۴۸ هـ . ق. درگذشت. (از انساب سمعانی برگ ۳۹ ب).
کلمات همقافیه با «اشکربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر