معنی اشکباری
7 بازدید
[ اَ ] (حامص مرکب) اشک باریدن. گریستن : رخ زردم کند در اشکباری گهی زرکوبی و گه نقره کاری.نظامی. و رجوع به اشک باریدن شود.
کلمات همقافیه با «اشکباری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر