معنی اشکبار

معنی اشکبار

11 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) اشک ریز. گریان. اشکباران. اشک افشان : من بچشم خویش دیدم کعبه را کز زخم سنگ اشکبار از دست مشتی نابسامان آمده. خاقانی. عمر تو گم شد بخنده ترک بخنده سود تو از چشم اشکبار چه خیزد.خاقانی. دام و دد دشت را بسویش با من همه اشکبار بینند.نظامی. چو از چشم گریندهٔ اشکبار بر آن خوابگه کرد لختی نثار.نظامی. چون چنین دیدند ترسایانْش زار میشدند اندر غم او اشکبار.مولوی. میگریم و مرادم از این سیل اشکبار تخم محبتی است که در دل بکارمت.حافظ. بحیرتم چو در ابر سفید باران نیست چه دجله هاست که در چشم اشکبار من است. کلیم. || (اِمص مرکب) و صاحب آنندراج آرد: اشک ریختن. طغرا گفته : تنش کرده از دولت اشکبار مقامات پروانه را استوار. یعنی به دولت اشک ریختن و امر بدین معنی.

کلمات هم‌قافیه با «اشکبار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید