معنی اشکاء
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان دهشال بخش آستانهٔ شهرستان لاهیجان است که در ۱۲۰۰گزی شمال خاور آستانه و ۳۰۰۰ گزی دهشال واقع است. محلی جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی و سکنهٔ آن ۵۹۰ تن میباشد. مذهب مردم شیعه و زبان آنان گیلکی، فارسی است. آب آن از حشمت رود و سفیدرود تأمین میشود. محصولات آن برنج، ابریشم، کنف و شغل اهالی زراعت است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ اِ ] (ع مص) اشکاء کسی را؛ پذیرفتن شکایت وی را. || کسی را شاکی یافتن. (اقرب الموارد). || به گله آوردن و افزودن اذیت و گلهٔ کسی را. (منتهی الارب). افزودن بر اذیت و شکایت کسی. (اقرب الموارد). به گله آوردن. (تاج المصادر بیهقی). به شکایت آوردن. (زوزنی). || دور کردن گله و اذیت کسی. (منتهی الارب). گله زایل کردن. (زوزنی) (تاج المصادر). از اضداد است. (اقرب الموارد). || بیمار یافتن کسی را. (منتهی الارب). || گرفتن چیزی از دیگری برای کسی جهت خشنود کردن وی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شاخ برآوردن درخت. یقال: اشکأت الشجرة بغصونها؛ ای اخرجتها. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اشکاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر