معنی اشهاب
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اشهاب سنة قوم را؛ لاغر گردانیدن سال مواشی قوم را، کذا فی نسخة من القاموس. (منتهی الارب). اشهاب عام قوم را؛ برهنه کردن ضیاع و مرغزارهای آنان را از گیاه و ریشه کن کردن آنها را. (از المنجد). || اشهاب فحل؛ بچهٔ سبزخنگ آوردن گشن. (منتهی الارب). بچه های سبزخنگ آوردن فحل. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشهاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر