معنی اشلال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) تباه کردن دست کسی را: اَشَلّ یده. (منتهی الارب). شل کردن دست. (تاج المصادر بیهقی). || تباه شدن دست کسی و خشک گردیدن: اُشِلَّتْ یده (مجهولاً). (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اشلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر