معنی اشقری
6 بازدید
[ اَ قَ ] (ص نسبی) نسبت به اشاقر است که تیره ای (حی) از قبیلهٔ ازد در یمن بودند. (از تاج العروس).[ اَ قَ ] (اِخ) احمدبن یحیی الاحول کوفی اشقری. از مالک بن انس روایت کرد و ابوجعفرمحمدبن عبداللََّه بن سلیمان حضرمی از وی روایت دارد... ابوحاتم نام وی را در کتاب الثقات آورده است. (از انساب سمعانی برگ ۳۳ ب).[ اَ قَ ] (اِخ) کعب بن معدان اشقری. از تیرهٔ بنی الاشقر بود که جد وی سعدبن مالک نام داشت. وی به مرو رفت و از نافع از ابن عمر بطور مناوله روایت کرد. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «اشقری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر