معنی اشغر
8 بازدید
[ اُ غُ / اَ غَ ] (اِ) رجوع به اُشغار و شعوری ج ۱ ص ۱۴۶ شود. خارپشت بزرگ تیرانداز. (برهان) (هفت قلزم) (آنندراج). اُسْغُر. (جهانگیری). قنفذ. سیخول. و رجوع به اشغار و اسغر و شعوری ج ۱ ص ۱۰۶ شود.[ اَ غَ ] (ع ص) اسب سرخ فش و اشقر. (ناظم الاطباء). بمعنی اشقر که غالباً در اسب و بندرت در انسان استعمال شود. (فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «اشغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر