معنی اشعل
7 بازدید
[ اَ عَ ] (ع ص) اسب اشعل؛ اسبی که در دم یا در پیشانی آن سپیدی بود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || مرد اشعل؛ که حلقهٔ چشم او بسرخی زند. مؤنث: شَعْلاء. ج، شُعْل. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر