معنی اشصاب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اشصاب خدا زندگی کسی را؛ دشوار کردن آن. یقال: اشصب اللََّه عیشه. (منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جِ شِصْب، بمعانی شدت و قحطی و بهره و نصیب. (از اقرب الموارد). رجوع به شصب شود.
کلمات همقافیه با «اشصاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر