معنی اشراج
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ شَرَج، بمعنی جای فراخ از وادی. (منتهی الارب). رجوع به شرج شود.[ اِ ] (ع مص) دوال در گوشهٔ جامه دان و مانند آن کردن. یقال: اشرجت العیبة؛ اذا ادخلت بین اَشراجها. (منتهی الارب). || بستن خریطه را. (منتهی الارب). اشرج الخریطةَ؛ داخل بین اَشراجها و شدها. || اَشْرَجَ صدره علی کذا؛ ضمّه علیه و کتمه کأنما اشرج الخریطةَ علی ما فیها. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشراج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر