معنی اشخاص کردن
6 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) گسیل کردن. روانه کردن. فرستادن : سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کرد و در گرد مرکب او نرسیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «اشخاص کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر