معنی اشخار
4 بازدید
[ اَ ] (اِ) قلیا را گویند که زاج سیاه است و رنگرزان بکار برند. (برهان) (هفت قلزم). قلیا را گویند که از شورگیاه سوخته و خاکسترشده که آنرا اشنان گویند و چند گاه در زمین گذارند و برای صابون و رخت شستن بکار آید. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). سنگ قلیاست که با آن صابون میپزند و اصل آن از گیاهی است که آنرا میسوزانند، خاکستر میشود، سپس خاکستر را خیس میکنند و آب آنرا میگیرند و مقداری گچ و روغن زیت بدان درمی آمیزند و میجوشانند و پس از درست شدن آنرا روی خاک نرم میریزند و قالب قالب میبرند و خشک میکنند: آب آن دلخراش چون زنگار خاک آن جانگزای چون اشخار. فخر زرکوب (از شعوری ج ۱ ص ۱۳۶) (از مجمع الفرس سروری ج ۱ ص ۳۷). آنچه گازران و رنگریزان بکار برند، هندش ساجی و کهار نامند و شخار نیز گویند. (مؤید الفضلا). شغار (در تداول محلی گناباد). ساجی. قلیا. زاج سفید. || نوشادر را نیز گویند و آن نمک مانندی است که استادان سفیدگر بکار برند. (برهان) (هفت قلزم). نوشادر را نیز گویند که زنان بعد از حنا نهادن ناخن را به آن سیاه کنند. امیرخسرو دهلوی فرماید: خدای جوئی یکرنگ باش چون مردان که زن بسرخ و سپید حنا و اشخار است. (سروری). و رجوع به شعوری ج ۱ ص ۱۳۶ شود.
کلمات همقافیه با «اشخار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر