معنی اشحاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) باز کردن دهان را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ اَ شِ حْ حا ] (ع ص، اِ) جِ شحیح. (منتهی الارب) (آنندراج) (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۶۰). تنگدستان.
کلمات همقافیه با «اشحاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر