معنی اشتکاء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) شکایت و گله کردن. (فرهنگ نظام). گله کردن. (منتهی الارب). || تظلم به کسی بردن و به وی خبر دادن از رفتار بدش نسبت بخود. (از اقرب الموارد). || فلان یشتکی به؛ یعنی او متهم است بدان. || ساختن پوست را تا دوغ زنند. (منتهی الارب). اشتکت المرأةُ؛ اتخذت الشکوةَ لمخض اللبن او للحلب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اشتکاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر