معنی اشتهاء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اشتها. خواستن چیزی را و آرزوی آن کردن و دوست داشتن آنرا. (منتهی الارب). دوست داشتن چیزی و میل کردن به آن و آرزو کردن آنرا. (از اقرب الموارد). آرزو کردن و فارسیان بمعنی آرزوی طعام استعمال کنند. (غیاث). || خواهش غذا. (فرهنگ نظام). - بااشتها؛ متمایل به غذا. - بی اشتها؛ آنکه به غذا میل ندارد. - پراشتها؛ کسی که بسیار متمایل به غذا است. - کم اشتها؛ آنکه اندک به غذا مایل است. - امثال: اشتهای مردان زیر دندان. یک گل زغال بردار اشتهایت را بترسان. یکی نان نداشت بخورد پیاز میخورد اشتهایش وا شود. (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «اشتهاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر