معنی اشتغال داشتن
6 بازدید
[ اِ تِ تَ ] (مص مرکب) مشغول بودن به کاری. سرگرم بودن به کاری. || توجه قلبی به کسی یا چیزی : زنده دلا مرده ندانی که کیست آنکه ندارد به خدا اشتغال.سعدی. سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم که به خویشتن ندارم به وجودت اشتغالی. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «اشتغال داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر