معنی اشتری
23 بازدید
[ اَ تَ ] (ص نسبی) این نسبت ممکن است به شخصی باشد که نام وی اشتر بوده و یا به «اشتر» که ناحیه ای میان همدان و نهاوند است. (از انساب سمعانی).[ اَ تَ ] (اِخ) ابومحمد مهران بن محمد اشتری. معلوم نیست که آیا به اشتر ناحیه ای در نهاوند منسوب است یا برخی از اجداد وی اشتر نام داشته اند. (از معجم البلدان). و سمعانی آرد: ابومحمد مهران بن احمدبن مهران اشتری بصری. نام و نسب وی را بدین سان ابوبکربن مردوته در تاریخ اصفهان آورده و از روایات محفوظ وی حدیثی از محمدبن احمدبن ابی رسالهٔ بصری روایت کرده است. بعقیدهٔ من ممکن است وی در اصل از مردم اشتر بوده و سپس به بصری هم شهرت یافته است یا نام جد وی اشتر بوده است. (از انساب سمعانی).[ اَ تَ ] (اِخ) امین الدین احمدبن اشتری منسوب به قریة اشتر به حافظ ذهبی اجازه داده است . (از تاج العروس ).[ ا ت ] (اخ ) نفیس الدین عمربن علی صوفی از وزیر فلکی حدیث آورده و مرتضی بن ابی الجواد از و ی به قاهره سماع کرده است . (از تاج العروس ).[ ا ت ] (ص نسبی ، ا) از لحنهای موسیقی است که در شور نواخته میشود.
کلمات همقافیه با «اشتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر