معنی اشترشکن
6 بازدید
[ اُ تُ شِ کَ ] (نف مرکب) کُشندهٔ شتر. درهم شکنندهٔ شتر: اشتر نادان بنادانی فروخسبد براه بی خبر باشد از آن شیری که هست اشترشکن. منوچهری.
کلمات همقافیه با «اشترشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر