معنی اشتردل

معنی اشتردل

6 بازدید
[ اُ تُ دِ ] (ص مرکب) کینه دل و کنایه از مردمی که این صفت داشته باشند. (از برهان) (آنندراج). کینه دل. (انجمن آرای ناصری). کینه دار: بهار آمد و جان حسود اشتردل بسبزهٔ سرخنجر رود بسوی کنام.ظهیر. || کنایه از مردم بیدل و نامرد و ترسنده. (برهان) (هفت قلزم) (آنندراج). خوفناک . ترسنده و نامرد. (انجمن آرای ناصری). غردل. (مؤید الفضلاء) (شرفنامهٔ منیری). ترسناک. ترسو. جبان. شتردل. گاودل. بزدل. مرغ دل. کلنگ دل. آهودل. بددل. کم دل. کم جرأت. اشترزهره. رجوع به اشترزهره شود: خصم اشتردل تو گر خر نیست از چه رو افسرش شده ست افسار. خسروانی. بر میانه بود شه عادل نبود شیر شرزه اشتردل.سنائی. خصم اشتردل ز تو چون رعد بادا در خروش وز دو چشم خویشتن پیوسته نالان چون رباب. سیف اسفرنگ. پیش اشتردلی چو خاقانی یاد تو جز بجام می نخورند.خاقانی. زهی بقوت جودت رجای اشتردل کشد بسوی چراگاه شیر شرزه مهار. رضی نیشابوری. هست آن گاوگوش اشتردل اسب صورت ولی بمعنی خر.ابن یمین. و رجوع به امثال و حکم دهخدا و مجموعهٔ مترادفات ص ۳۵۱ و شعوری ج ۱ ص ۱۴۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اشتردل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید