معنی اشترجان

معنی اشترجان

6 بازدید
[ اُ تُ ] (اِخ) نام قریه و کوهی به اصفهان و کوه آن در جنوب غربی اصفهان است. در قریهٔ اشترجان مسجدی است که در قرن هشتم هجری بنا شده است. و در فرهنگ جغرافیائی ایران آمده است: نام یکی از دهستانهای بخش فلاورجان شهرستان اصفهان، در جنوب باختر بخش واقع شده، حدود و مشخصات آن بشرح زیر است: حدود: از شمال ببخش سده، از جنوب به رشتهٔ ارتفاعات قلعه بزی (که خطالرأس آن حد طبیعی این دهستان با دهستان اشیان است). از خاور به کوه صفه و قسمتی از رودخانهٔ زاینده رود و کوه سهرفیروزان، از باختر ببخش نجف آباد. وضع طبیعی: دو رشته ارتفاع در این دهستان در جهت جنوب خاور بشمال باختر کشیده شده که عبارتند از: ۱ -رشتهٔ ارتفاعات کوه قلعه بزی و کوه دیزی که از جنوب خاور بشمال باختر کشیده شده و گردنهٔ گاوپیه در انتهای شمال باختری کوه دیزی واقع شده که راه شوسهٔ اصفهان به فلاورجان و شهرکرد از این گردنه میگذرد. ۲ -کوه سهرفیروزان در قسمت جنوب خاوری این دهستان بموازات کوه بزی کشیده شده که قسمتی از مسیر رودخانهٔ زاینده رود در دامنه های شمالی این کوه واقع شده. هوای دهستان: چون این دهستان در جلگه واقع و دارای اشجار زیاد و همچنین رودخانهٔ زاینده رود نیز در حدود خاوری آن در جریان است، لذا دارای هوای معتدل و سالم است. آب قرای آن از زاینده رود تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن عبارت است از: غلات، حبوبات، جزئی تریاک و پنبه. شغل عمدهٔ اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی محلی کرباس و قالی بافی است. راه شوسهٔ جدید اصفهان به شهرکرد از گردنهٔ رخ در جهت شمال خاور و جنوب باختر از وسط این دهستان میگذرد. این راه در گردنهٔ گاوپیه دو رشته شده یک رشته بسمت شهرکرد و یک رشته بسمت ریز میرود و در فصل خشکی به بیشتر قرای این دهستان اتومبیل میتوان برد. معدن نمک در آبادی مژگان این دهستان استخراج میشود. از ۶۵ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده و جمعیت آن ۵۶۰۸۲ تن، زبان مادری اهالی فارسی و مذهب آن مسلمان شیعهٔ اثناعشری است. قراء مهم دهستان عبارتند از: اشترجان (مرکز دهستان)، درچه پیاز، سهرفیروزان، قهدریجان، زازران. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ اُ تُ ] (اِخ) ده مرکز دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان، در ۸۰هزارگزی جنوب فلاورجان، یک هزارگزی جنوب شوسهٔ شهرکرد به اصفهان. جلگه، معتدل. با ۱۶۲۳ تن سکنهٔ شیعه و فارسی زبان. آب آن از زاینده رود. محصول آنجا غلات، صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان کرباس بافی. راه آنجا شوسه است. تاریخ بنای مسجد اشترجان ۵۰۰ سال است. دو زیارتگاه قدیمی دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «اشترجان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید