معنی اشتراط
3 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) شرط کردن. (غیاث) (کنز) (آنندراج) (زوزنی). شرط بستن. پیمان کردن. (تاج المصادر بیهقی). لازم گردانیدن پیمان و تعلیق کردن چیزی به چیزی. (منتهی الارب). تقیید بشرط کردن. تعلیق بشرط کردن. شریطه. مشارطه. || دروغ صریح گفتن بر کسی. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اشتراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر